سلام، احوالتون عالی. احسان اسلامی ام و میخوام براتون از تفاوت های مفاهیم گویندگی، دوبله و فن بیان بگم، پس چند دقیقه با من همراه باشید تا یک بار برای همیشه ابهامتون در مورد تفاوت این موارد رفع بشه.

تفاوت گویندگی و دوبله احسان اسلامی

اگر با این مفاهیم آشنایین و فقط بدنبال آموزش گویندگی میگردین، روش کلیک کنین.

چطور بفهمیم که صدایمان خوب است؟

تعجب نکنید که چرا این تیتر رو نوشتم! راستش رو بخواین تقریبا هر روز چند نفر به من پیام میدن و از من میپرسن که “آیا صدای من برای صداپیشگی خوبه؟”

و پاسخ من اینه که به چه هدفی؟ آواز؟ گویندگی؟ دوبلاژ؟ مجری گری؟ و غالبا میبینم که تفاوت این ها رو نمیدونند و سردرگمند و فقط میخوان یه پاسخ کلی بهشون داده بشه که “آره، صدات خوبه!” و این در حالیه که اگر هدف مشخص باشه، خیلی راحت تر میشه در مورد صدای هنرجو صحبت کرد. حالا بیاین کمی در مورد مفاهیم صحبت بکنیم.

گوینده، نریتور، خوانشگر

گوینده و نریتور (خوانشگر=Narrator) لزوما معنی یکسانی ندارد. در واقع همونطور که از روی اسم واژه ی خوانشگر پیداست، این شخص باید نوشته ای رو بخونه اما گوینده میتونه در برخی جایگاه ها مثل گویندگی رادیو، بی هیچ نوشته ای رسالت خودش رو پیش ببره و اما بعد … به جز مهارت بداهه گویی در سایر موارد گوینده و نریتور مشترکند، پس فعلا به اختصار به جای گوینده و نریتور، از کلمه ی گوینده استفاده میکنم و بعدا در مورد بداهه گویی براتون صحبت میکنم.

مهارت گویندگی 

اینطور تعریف میشه که شخص باید به تمامی اصول ادای درست حروف، آهنگ وسرعت مناسب بیان، پیاده کردن لحن های مختلف و توانایی گفتن و خواندن بی لهجه مسلط باشه؛ اما هر کدوم از این اصول به چه معنان؟ بیاین با هم ببینیم:

ادای درست حروف

در زبان فارسی، استاندارد مشخصی برای ادای حروف در نظر گرفته شده. بگذارین یک مثال بزنم. در عربی حرف “ک” با قسمت عقب دهان ادا میشه و در ترکی با جلوی دهان که کمی هم با حرف “ی” مخلوط میشه. اما در زبان فارسی تلفظ “ک” کاملا مشخصه و در قسمت میانی دهان و بدون ترکیب با حرف دیگری ادا میشه. این یک مثال بود، حالا در نظر بگیرین ایراداتی رو مثل تلفظ “س” که خیلی ها اون رو سر زبونی تلفظ میکنند.

یک گوینده باید بتونه تمامی حروف رو به درستی تمام ادا بکنه، حین ادای حروف، صدای سوت از دهانش خارج نشه و تلفظ حرفی شبیه تلفظ مخصوصش در زبان دیگری نشه.

آهنگ و سرعت مناسب بیان

بسته به متن و اجرایی که گوینده باید داشته باشه، درجات مختلفی از آرامش یا هیجان وجود داره که میتونه پیادشون کنه. این به دانش و هنر و مهارت یک گوینده برمیگرده که کدوم درجه رو انتخاب کنه و با آهنگ و سرعت مناسب اون رو پیاده کنه.

لحن های مختلف گویندگی

خواندن خشک و خالی یک متن، شاید از خیلی ها بربیاد اما اینکه با لحن مناسب خونده بشه، مهارتیه که باید برای آموختنش تلاش کرد. لحن کودکانه، لحن هیجانی و لحن ترسناک سه مثال کوچک از دنیای پر از انتخاب لحن هاست که گوینده باید با درایت و تجربه، بهترین لحن متناسب با متن و جایگاهی که داره متن در اون خونده میشه رو پیدا کنه و بخونه.

رفع لهجه

یک گوینده ی با لهجه، گوینده ایه که مهارت جامعی نداره و فقط در موارد خاص منطقه ی خودش میتونه فعالیت داشته باشه. به وقت گویندگی و بروز احساس های مختلف اگر مهارت کافی رو نداشته باشید، لهجه تون ظاهر میشه و به شکل عجیبی کارتون رو خراب میکنه. در عین حال که یادگیری لهجه های مختلف یک مهارت بسیار کارآمده ولی اینکه فرد نتونه لهجه ها رو کنار بگذاره یک ضعف بزرگ به حساب میاد و بخش بزرگی از بسترهای فعالیت برای هنرش رو از دست میده.

بسیار خب، یه توضیحات کلی در مورد گویندگی و مهارت های زیر شاخه ش خوندین، حالا بریم ببینیم مفهوم دوبلاژ به چه صورته.

مهارت دوبله

یک دوبلور، باید بتونه متناسب با حس کرکتر داخل تصویر، با لحن دوبلاژ و بیان کاملا صحیح، زبان کرکتر رو به زبان خودش برگردان کنه. اینکه لحن دوبلاژ چیه رو کمی جلوتر خدمتتون توضیح میدم.

و اما تفاوت گویندگی و دوبلاژ

یک گوینده و دوبلور قسمت زیادی از مسیر آموزششون رو با هم پیش میان و خیلی از مهارت های مشترک رو آموزش میبینند اما در جایی که باید لحن رو انتخاب کنند مسیرشون از هم جدا میشه، اما منظور من چیه؟

سعی میکنم به ساده ترین شکل ممکنه براتون توضیح بدم. پایه ی لحن یک گوینده، لحن آهنگین ایرانیه! سلام علیک گوینده های رادیو رو به یاد بیارین، یه آهنگ خودمانی که از کودکی تا به حال توی دیالوگ های خیلی از فیلم های ایرانی هم دیدیم. اما لحن دوبلاژ متفاوته! وقتی به یک فیلم دوبله شده نگاه میکنین انگار لحن ها طوریه که این کرکترهای خارجی به خوبی فارسی رو یاد گرفتند و با توجه به اینکه زبان مادریشون فارسی نبوده حالا با این لحن دارن صحبت میکنن.

این لحن دوبلاژ سال ها پیش به عنوان چهارچوب توسط اساتید دوبلاژ ایران، برای این هنر تعیین شده و حالا سال هاست که خط کش انتخاب لحن دوبلورها به حساب میاد و سایرین باید درست بر اساس همین استاندارد، لحنشون رو انتخاب کنند.

اما یادگیری مهارت گویندگی و دوبلاژ چه فایده ای دارد؟

اینکه شما برای بروز یک حس مناسب در گویندگی یا ایفای نقش در دوبله باید بتونین هر آنچه که در درون و ذهن شماست رو به روی زبان بیارید، مهارتیه که کمتر کسی از اون بهره برده. در طول زندگی روزمره با خیلی از عزیزان رو به رو شدیم که معتقد بودند بیان احساس و تحولات درونیشون به شدت براشون مشکله. گویندگی و دوبلاژ به شما کمک میکنه تا حالات درونیتون رو راحت تر به زبان بیارید. جالبی هنر بیان در اینه که حتی افراد درونگرا هم به راحتی میتونن با اون اخت بشن و در اون برجسته!

فارغ از مقوله‌ی بروز احساسات، بیان شیوا در هر شغل و جایگاهی که باشید، شما رو یک سر و گردن به نسبت دیگران بالاتر میاره. وقتی تمامی حروف رو درست ادا میکنید و کلمات شیوا بیان میشن، ناخودآگاه طرف مقابل شما رو یک شخصیت فرهیخته میدونه که به علم کلام و سخنوری آشناست، پس به نفوذ کلامتون افزوده میشه.

یادگیری کنترل لهجه که از قِبل مهارت گویندگی و دوبله بدست میاد به شما کمک میکنه تا با اعتماد به نفس بیشتری برای جمع سخنرانی کنید. نه اینکه لهجه رو بد بدونیم، نه! لهجه نشانی از اصالت افراد هست اما در برخی جایگاه ها صحبت به فاسی معیار بدون لهجه یک مهارت کاربردی به حساب میاد بالاخص وقتی که از شهر و منطقه ی خودتون خارج میشید و در جایگاهی هستید که لهجه ی محل زندگی شما کاربردی نداره.

تقویت صدا و حنجره، ثمره ی دیگه ی مهارت گویندگی و دوبلاژ هست. وقتی تماما سر و کار شما با صداتونه و دائما اون رو تحت فشار قرار میدید و ازش کارهای مختلف رو طلب میکنید، صدا و حنجره ی شما خودش رو برای کارهای سخت تر تقویت میکنه. رفته رفته با قرارگیری در مسیر یادگیری گویندگی و دوبلاژ شما با افزایش حجم و رسایی صداتون مواجه خواهید شد. هرچند که تغییرات به قدری آرام و ذره ذره رخ میده که شاید خودتون متوجهش نشید اما سایرین اگر در فواصل زمانی طولانی شما رو ببینند به تغییرات صداتون گواهی خواهند داد.

سالم ماندن صدا محصول دیگر مهارت گویندگی و دوبلاژ هست. وقتی علم گویندگی رو یاد میگیرید و با دانش دوبله آشنا میشید صدای شما براتون اهمیت خاصی پیدا خواهد کرد؛ پس از خیلی مسائل آسیب زننده به صدا و حنجره دوری میکنید و حواستون به اندام های صوتیتون هست. مراقبت های غذایی رو انجام میدید و در عین حال با فشارها و تمرین های روزمره به روی صدا کماکان اون در حالت خوب و ورزیده ی خودش نگه میدارید.

توانایی ترغیب دیگران با صدا رو شاید یکی از زیباترین نتایج آموزش گویندگی و دوبله دونست. چرا؟ چون صدا و بیان رو یکی از مهم ترین عناصر ارتباط حضوری میدونیم و وقتی شما به روی بروز احساسات، زیبایی صدا و لحن مناسب کار کرده باشید اونوقت خیلی موثرتر میتونید در جهت برقراری ارتباط موثر پیش برید و این یک موهبت فوق العاده ست که تونستید اون رو کسب کنید.

تمرین دوبله و گویندگی

عزیزان ببینید پیش ازونکه بخوام متدهای تمرین دوبله، گویندگی یا هر رسته ی دیگری از صداپیشگی رو خدمتتون بگم، باید عرض کنم که لازمه ی رسیدن به بازدهی خوب در این تمارین، داشتن گوش موسیقایی قوی هست!

گوش موسیقایی به شما کمک میکنه تا فراز و فرودهای صدا رو به خوبی درک کنید و بتونید الگوی اون صدایی رو که میشنوید دربیارید. دقت بکنید که تا مدتها در هنگام ورود به عرصه ی دوبلاژ یا گویندگی باید از یک الگوی خوب تقلید بکنید، در واقع شما یک گوینده یا دوبلور خوب رو انتخاب میکنید و تمامی دیالوگ ها و آثار اونها رو تقلید میکنید؛ حالا هرچقدر گوش بهتری داشته باشید در این زمینه جلوترید و سریع تر پیشرفت خواهید کرد.

من در شروع همه ی کلاس های گویندگی به بچه ها تاکید میکنم که تمرکز اصلی رو روی گوش خودشون قرار بدند، چرا که فردا روز حتی اگر هنرجوی کلاسی هم نباشند، خود این گوش میتونه یک استاد و راهنمای خوب براشون باشه و به درستی اون ها رو هدایت کنه. چرا؟ چون فقط کافیه الگوهای درست رو بشناسند، اونوقت میتونن تشخیص بدن که لحن و بیان اونها چه میزان از چهارچوب این الگوها دوره …

و اما وقتی صحبت از تقلید در گویندگی هست، ما چه توقعی از یک هنرجوی گوینده داریم؟

برای مثال اگر در حال تمرین گویندگی هستید تمامی کارهای گوینده ای که در سطح بالایی قرار داره و میتونه برای شما یک خط کش باشه رو دانلود میکنید و شروع میکنید به پیاده کردن واو به واو و نفس به نفس سبک و بیان و لحن اون شخص. وقتی میگم نفس به نفس به معنای واقعی کلمه باید حتی نفس هاتون رو هم با شخص الگو هماهنگ کنید و درست در جایی که اون شخص نفس میکشه، نفس بکشید، با همون حجم با همون حالت!

در دوبلاژ هم کار به همین صورته، ابتدا یک دوبلور خوب که صداش به صدای شما نزدیک باشه رو انتخاب میکنید و بعد لیست فیلم هایی که اون دوبلور در دوبلاژش شرکت داشته رو تهیه و فیلم ها رو دانلود میکنید. بهترین کار اینه که ضمن دیدن اون فیلم ها و تقلید حین تماشا، دیالوگ های اون دوبلور رو به صورت صوتی هم جدا کنید و در حین رانندگی، قدم زدن و در طول روز چندین بار به لحن و بیانش گوش بدید؛ اونقدر باید این فرایند رو تکرار کنید که لحن دوبله ی اون استاد در ذهن شما بشینه و ناخودآگاه در حین قرارگیریتون در پشت میکروفون دوبلاژ با لحن همون فرد یک فیلم رو دوبله کنید.

و اما …

تا بدینجا از مهارت گویندگی و دوبله یا دوبلاژ صحبت کردیم، اما اونچه که ازش به عنوان فن بیان یاد میشه، چه چیزیه؟

فن بیان چیست؟

تعاریف متفاوتی برای فن بیان آورده شده که خب تقریبا هر کدوم به یک وجه این عبارت اشاره دارند اما شاید بشه کامل ترین تعریف رو اینطور بیان کرد؟

مهارت انتقال مطالب از طریق زبان و بدن به بهترین شکل. اما چیزی که گفتم یعنی چه؟ چرا بدن؟

طبیعتا عبارت زبان بدن رو زیاد شنیدین و شاید حتی در موردش کتاب هم خونده باشید پس نیاز به توضیح آنچنانی نداره اما وقتی از فن بیان یاد میکنیم، زبان بدن نقش مهمی رو ایفا میکنه چون تنها زبان نمیتونه بار یک فن بیان خوب رو یدک بکشه! باید مهارت دیگری مثل زبان بدن در کنار زبان سر قرار بگیره تا در کنار هم بتونین مفهومی رو به صورت کامل به سمع و نظر مخاطب برسونین.

بله درسته تا قبل ازین هرچه گفتیم به مهارت فرد در پشت میکروفون منتهی میشد و چشمی در کار نبود که زبان بدن شخص دیده بشه اما خب اون موقع داشتیم از مفاهیمی به نام گویندگی و دوبله سخن میگفتیم، الان بحث بر سر عبارتی جدید به نام فن بیانه پس طبیعتا باید تصویر هم به جمعمون اضافه بشه.

تمام مهارت های گویندگی به مثل کنترل لهجه، ادای درست حروف، آهنگ مناسب بیان و همچنین صدای رسا و انتقال درست احساس در کنار حرکات بدن ما به یک فن بیان خوب منجر میشند.

حالا سوال من اینه که آیا در کلاس های فن بیان، خبری از مهارت گویندگی هست؟

مجری‌ گری به چه مهارت هایی نیاز دارد؟

مهارت های مجری گری | احسان اسلامی

پیش از این هم در پیج اینستاگرام خودم ( احسان اسلامی ) گفته بودم که خیلی ها تکلیفشون با خودشون مشخص نیست، یعنی نمیدونن هدفشون از ورود به عرصه ی صدا، فقط بودن پشت میکروفون استودیوست یا میکروفون تریبون رو هم دوست دارند…

ببینید عزیزان اگر فرد درونگرایی هستید شاید خیلی دشوار با صحنه ارتباط بگیرید … دقت بکنید که مفهوم درنگرایی و برونگرایی یعنی چی؟ فرد درونگرا انرژی خودش رو به صورت تنهایی به دست میاره و فرد برونگرا انرژی خودش رو از جمع میگیره! حالا صحنه ی اجرا و مجری گری که تماما با انرژی فرد مجری در ارتباطه به شما میگه که بهتره برونگرا باشید تا از این شغل لذت ببرید!

عشق به صحنه و اجرا در بسیاری افراد از کودکی وجود داره و اونها از هر فرصتی برای گرفتن سر سخن در دست و قرار گیری پشت تریبون استفاده میکنند، حتی یک مشخصه ی کوچک افراد دارای استعداد اینه که برای تعریف یک خاطره ی مشترک بین دوستان، اونها همیشه ترجیح داده میشند. اما این مطالب مربوط به علایق بود، حالا برای مجری گری به چه مهارت هایی نیازه تا فرد بتونه یک اجرای خوب رو داشته باشه؟

فرد گوینده و دوبلور وقتی در استودیو قرار میگیره، محیط فشاری رو بر اون وارد میکنه که در قیاس با فشار اجرای صحنه خیلی خیلی کمتره! بگذارین بیشتر توضیح بدم:

حالت اول – گوینده، نریتور، دوبلور وارد استودیو میشه، متنی رو برای اجرا در دست داره که خب اون رو مرور کرده و بر اون مسلطه. پشت میکروفون مینشینه، ناظر ضبط و یا مدیر دوبلاژ در حین کار اون رو نظارت میکنه و ایراداتش رو میگیره و صدابردار هم هماهنگی های لازم رو با شخص گوینده، نریتور یا دوبلور انجام میده. بسیار خب ضبط تمام!

حالت دوم – گوینده رادیو وارد استودیوی میشه، یا متن داره و یا قرار هست که این آیتم رو بداهه گویی کنه، بسیار خب ناظر برنامه بر کار گوینده نظارت میکنه و فرمان های لازم رو بهش میده، حواس گوینده به زمان بندی پخش آیتم ها هست و در زمان لازم شروع به متن خوانی یا اجرای بداهه میکنه.

حالت سوم – گوینده ی خبر وارد استودیو میشه( در اینجا منظور خبر صوتیه نه تصویری). متن رو دقایقی قبل دریافت کرده. حالا با هماهنگی پخش شروع به خبرخوانی میکنه و باید چشم هاش به اتاق رژی و گوشش به فرمان های ناظر و صدابردار باشه.

این سه حالت یک کلیت از اجراهای صوتی بود که من به صورت خلاصه خدمتتون عرض کردم و هدفم قیاسش به اجرای صحنه ست! در یک اجرای صحنه حرفه ای، مجری صحنه باید علاوه بر دارا بودن مهارت های سخنوری و گویندگی یک مدیر با هوش هیجانی بالا هم باشه. صحنه پر از اتفاقات و حواشیه که برنامه ها رو پس و پیش میکنند و باعث میشن کارها به دقت اونطور که برنامه ریزی شدند پیش نره. علاوه بر اون شما فقط چشم های یک ناظر و صدابردار رو بروی خودتون ندارید، بلکه مخاطبین روی صندلی ها و یا مخاطبین تصویر شما دارن روی کارتون نظارت میکنند.

یک مجری صحنه باید علاوه بر رعایت اصول گویندگی، فن بیان بسیار خوبی رو داشته باشه و حواسش به حرکات بدن، میمیک چهره و رفتار بدنی خودش هم باشه. از طریقه ی ایستادن شما گرفته تا راه رفتن، تکان دادن دست ها و حالت چهره ای که به خودتون میگیرید همگی تحت نظارت هست و دیگه شما پشت دیوارهای یک استودیو از چشم ها غایب نیستید!

هوش هیجانی بالا لازمه ی یک اجرای صحنه ست چرا که مجری صحنه در بسیاری از موارد تصمیم گیرنده ست و دیگه ناظر ضبطی نیست تا به شما فرمان بده در این مورد اینگونه پیش برو! نه … شما به عنوان یک مجری مسئوا هر اون چیزی هستید که بر روی صحنه رخ میده و به همین علت باید به مثل یک رهبر تمام عیار، از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشید.

فکر کنم مقوله ی اجرا خیلی پیچیده و در عین حال شیرین باشه براتون، پس سعی میکنم در موردش جداگانه مقاله ای رو براتون بنویسم…

تا اینجای متن، اگر سوالی دارید در کامنت ها بپرسین، خوشحال میشم بتونم به ابهاماتتون پاسخ بدم.

2 دیدگاه

  • soha گفت:

    درود برشما دوست عزیز
    توضیحاتتون خیلی کامل بود فقط ی سوال بنظرمن هر انسانی نیازبه فن بیان داره در زندگی شخصیش و این نگاه میتونه تا زندگی حرفه ای و کاریش هم ادامه دار باشه…
    در اصل سوال من اینه در زمینه شغلهایی مث فروش دراین زمینه توضیحاتی رواگه میدادین ممنون میشدم 😊 درواقع فن بیان در فروش..سپاس

نظر شما چیست؟